با همون دوستاي نيمه شعبونيم داشتيم خيابون نظر رو متر مي كرديم كه با اس ام .. ببخشيد پيام كوتاه فهميدم جواب كنكور آزاد اومده ، رفتيم تو يه كافي نت تا ببينيم چه گلي به سرمون زديم ، كه : ياسي يه كارداني در اومد ، شيما هم كه اصلا شركت نكرده بود ، من يه مهندسي در اومدم اين قدر جو گير شده بوديم كه نگو ، من ياسي رو بغل كن ، ياسي شيما رو ماچ كن ، خدا رو شكر بگو اونم با صداي بلند ، صاحب كافي نتيه بهتون تبريك بگه ، حُضار براي موفقيتتون اشك شوق بريزن و ياد دوران طفوليت خودشون بيوفتن ، و در آخر هم با كلي پيام موفق باشيد از كافي نت بياين بيرون و هنوز چند دقيقه نگذشته يكيتون بگه راستي بچه ها آزمايشي بوداا
پ ي : از اون روز تا حالا فقط جواب كسايي رو ميدم كه بنده رو مُهَنِس خطاب مي كنن
پ ي : مي خوام برم به مُهَنِساي همون دانشگاهه كه در اُومدم بگم خيط من پيش نخونده رشتتو اوردم برو خجالت بكش
نوشته شده توسط دخترک در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت
5:35 PM |
لینک ثابت |